تبليغاتX
..:::| Dream Girl |:::..

..:::| Dream Girl |:::..

نهاد، فکر، ذهن، خاطرات شخصی

آیدا:تو رو خدا نگا ه کن داشتم واسه پیدا کردن یه مداد از کوره در می رفتم.
راستش نمی دونم چرا یاد نوشته ی یه وبلاگ افتادم که می گفت پسرا واسه درست کردن یه نیمرو چه مکافاتی می کشن.
اوه ه ه سلام.
انقده دلم برات تنگ شده که البته می دونی!
جون تو وقت ندارم.
حالم خوبه،نمی دونم، فکر کنم، مطمئن نیستم!
اتفاق؟ نه هیچ اتفاق خاصی نیفتاده. هیچی نه نه.
فقط یه خورده دلم گرفته بود گفتم کی بهتر از تو . برم یه ذره یه کو چولو با هاش درد و دل کنم.
خواستم این دم عیدی (نه نوروز بهتره)این دم نوروزی یه ذره نصیحتم کنی(مواظب باش تو فاز والد نری)منظورمو که فهمیدی.
یه ذره بگو آخه دختر تو چته؟ چرا یهو می زنه به سرت؟چرا این جوری می کنی ؟ آخه واسه چی  مثلا همین الان درست همین الان دفتر یادداشت وبلاگت رو
پرت کردی به دیوار جلدش مثل بال یه هواپیما ازش جدا شد.
فقط برای اینکه بهش بخندی؟ اون هم مثل دیوو نه ها؟(اینا رو که تو باید میگفتی).
واسه چی می خندی؟. نخند . بهت میگم نخند .إإإ بازم داری می خندی؟
نکنه داری به حماقتم میخندی؟
داری عصبانیم میکنی.

آیدی: باشه دیگه نمی خندم.
پاره  شدن دفتر ت اصلا مهم نیست . یعنی اصلا حما قت نیست .
خیلی ها  کارای احمقانه تری انجام می دن و هیچ اتفا قی براشون نمیفته یعنی واسشون مهم نیست.
ولی کو چولو یادت باشه :
هیچ سعادتی را نمی توان یافت که زاده ی جهل نباشد.

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/26ساعت   توسط Aida  | 

توصیف آیدی

حسی رو که آیدی برای اولین بار تو ورودش پیدا کرد یادت هست، حسی متفاوت نسبت به همه ی هستی چون اون یه جور دیگه دنیا رو دید.

لمس کردن موی یه کودک برای اون لذت بخش تر از هر کار دیگه ست یا پر کردن لونه ی مورچه ها اونو به وجد میاره و براش عجیبه که یه کبوتر رو سقف خونشون بشینه.
آیدی کم کم بزرگ شد اونقدر که دیگه فهمید چه قدر کوچیکه. دونستن هر چیزی اونو به یه جای دورتر می فرستاد بالاخره یه روز تصمیم گرفت برگرده ولی سخت بود چون وقتی برگرده مجبوره خیلی چیزهارو نبینه،فرصت پی بردن به اون چیزی رو که باید بدونه از دست می ده.

پس موند تا با وجودش دنیا رو اون طور که میبینه بسازه...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/01ساعت   توسط Aida  | 

××××××××××××××××××××××××××××××××××××

آیدا:من نیستم ،نمی خوام، نمیام،نمیرم، ندارم،نمی تونم،نمیشه و نه.

کاش می شد ن رو حذف کرد.

ن یعنی چی؟

 

آیدی:ن یعنی نون، ن یعنی نیلوفر و ن یعنی نیاز.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/01ساعت   توسط Aida  | 

××××××××××××××××××××××××××××××××××××

آیدا: بعضی موقع ها فکر می کنم چرا همه ی آدما دوست دارند اون جوری که دلشون می خواد باهاشون رفتار کنیم . می دونم که حق هر آدمیه ولی خیلی وقتا نمیشه و من گیج می شم و بیشتر از همه ناراحت چون نمی دونم چه رفتاری باید داشته باشم!؟                                                   

                                           

آیدی:بیشتر وقتا برای اونا مهم نیست که تو چرا وچه قدر نارحت میشی  اونا  دوست دارند تو همونی باشی که خودشون میخوان و براشون مهم نیست که بیشتر موقع ها خودشون مقصرند . همیشه هم مصرند که تو عذر تقصیر بخوای . تو همونی باش که همیشه هستی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/01ساعت   توسط Aida  | 

گفتگوها:

آیدی: تو اینو باید بدونی که این منم که بهت میگم که دنبال یه نفر دیگه بگرد یا نه چون میدونم که آیدیهای دیگه ای هستند که شاید بهتر از من بتونن بهت کمک کنن و این تویی که سر انجام تصمیم می گیری.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/01ساعت   توسط Aida  |